سالی ديگر و ...................
عطر سبز بهار و بوي خونين يار در هم آميخت.
كبودي نگاه او و ياد رويش ، جوانه ي شتابان جاري شدن پرتويست كه در واپسين هنگام تلاش بر ما مي تابد .
كلام دانش با تجربه محبت و نجابت اوست كه انسان را مي رهاند و با تفكر و تعمق هستي ، همراه و مهربان مي نمايد.بياييد لذت بهر را از صاحب بهار و سبز فامي زمين را در اين فصل آغاز ، از آغازگر راه بزرگ بجوييم.
مهر و سپاس ايزد بر جاني مي تابد كه شايسته لذت بردن از حس زندگيست.اميد كه همه ي شما عزيزان همراه ترين ناجي اين انديشه باشيد.
اميـدوارم كه لحظه لحـظه ي عـمرتان توام با شادي ، صفا، محبـت ، عشق ، وفا، سربلندي ، پـيروزي و موفقيـت باشد.
به اميد آن روزها
در پناه حق
كوچيكه همتون ممد 2
دكتر رسولي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي
جامعهاي كه شاهد انسانهاي بيكار فراوان باشد كه از سويي، آموزشهاي صحيح را هم نديده باشند، مبتلا به آسيبهاي گوناگون خواهد شد. وي «امنيت اجتماعي» را برخورداري افراد جامعه از آرامش خاطر، رفاه خانوادگي و اجتماعي و يكي از شاخصهاي توسعه خواند و تاكيد كرد: هر چه ضريب امنيت اجتماعي در جامعهاي بيشتر باشد، آن جامعه توسعه يافتهتر است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه تعريف روشن و مشخصي در خصوص مقوله امنيت اجتماعي در كشور ما ارائه نشده است، از مرزبنديها و اختلاف ديدگاههاي حوزههاي دانشگاهي و دولتي در زمينه امنيت اجتماعي به عنوان يكي از عوامل تهديدكننده اين مقوله ياد كرد و گفت : نگرشهاي متفاوت، پاسخهاي گوناگون را نيز ميطلبد؛ پاسخهايي كه در نهايت رضايت خاطر چنداني را فراهم نميكند و به ايجاد اضطراب دائمي در جامعه ميانجامد.
وي تاكيد كرد: ضمن نگرش همه جانبه به مسايل جامعه بايد بحث امنيت اجتماعي را به عنوان معياري مهم در برنامههاي جامع توسعه كشور در نظر گرفت؛ چرا كه حصول نتايج مثبت در زمينه اقتصاد و مقولاتي چون ايجاد اشتغال و ... به عنوان مباحث تاثيرگذار بر امنيت اجتماعي يك شبه به دست نميآيد و بلكه با اجراي برنامههاي توسعه اجتماعي و اقتصادي قابل دسترسي است.
به اعتقاد اين استاد دانشگاه، دولت متولي تامين امنيت اجتماعي در كشور است اما به لحاظ اجرايي برنامههاي مربوط به آن ميتواند توسط بخشهاي دولتي و غيردولتي اجرا شود. وي با انتقاد از وضعيت موجود تامين اجتماعي در كشور و رسيدگي به مسايل خانوادههاي ضعيف و بيسرپرست تصريح كرد: سازمانهاي دولتي و غيردولتي فعال در اين بخشها، با يكديگر هماهنگ نيستند و اصلاح اين روند نيازمند سياستگذاري واحد در بخشهاست.
دكتر رسولي، نقش خانوادهها را تامين امنيت اجتماعي بسيار مهم توصيف و اضافه كرد: ايجاد و نهادينه كردن هنجارهاي اجتماعي در افراد و انطباق دادن رفتارها با ملاكهاي جامعه بايد در خانوادهها تمرين شود، چه، در غير اين صورت جامعهاي بسيار پرآسيب و عوامل خطرزاي امنيت اجتماعي را به وفور مشاهده خواهيم كرد.
به اعتقاد اين استاد دانشگاه، علاوه بر خانوادهها، نهادهاي رسمي آموزشي مانند مدارس و دانشگاهها در ايجاد هنجارهاي اجتماعي مؤثرند كه اگر اين آموزشها اصولي و صحيح نباشد ، نه تنها امنيت اجتماعي به خطر ميافتد بلكه هنجارهاي منفي هم در جامعه تسري مييابند.
وي از عامل اقتصاد به عنوان يكي از اساسيترين مباني به خطر افتادن امنيت اجتماعي ياد كرد و در اين راستا كمك دولتها در زمينه اقتصادي به خانوادهها را لازم و ضروري دانست.
دكتر رسولي تضاد در گفتار و رفتار برخي مسؤولان را نيز در تهديد امنيت اجتماعي مؤثر دانست و گفت : زماني كه مسؤولي توصيه قناعت ميكند؛ اما خود از بهترين امكانات زندگي بهره ميبرد، اين امر موجب كاهش اعتماد افراد و ايجاد اين تصور ميشود كه براي به دست آوردن اين امكانات بايد رفتار دوگانه داشت.
وي افزود: وقتي در جامعه، رفاه و خوشبختي مد نظر جوانان باشد، اما ابزار و هدفهاي لازم را در اختيار نداشته باشند، قطعا راههاي نامناسب را جهت رسيدن به هدف ميآزمايند.
اين استاد دانشگاه براي نمونه ارتكاب قتل و سرقت از سوي افرادي در سنين پايين كه در اخبار حوادث روزنامهها بازتاب زيادي دارند را ناشي از اين نگرش دانست كه آنها خواستهاند يك شبه به همه چيز برسند.
قبيله ........................
ما يک قبيله ايم
در کنج اين جها ن
اين کنج گر چه قلب زمين بود قرن ها
اکنون نمي تپد
واين طا يفه خا لق فرهنگ بوده است
اکنون به اختنا ق گرفتا ر آمده
اما
جها نيا ن حتي قبيله نبودند در قديم
با سرعتي شگرف ترقي نموده اند
آنا ن مقا م دانش و اصحا ب علم را تکريم کرده اند
ما عا لما ن خويش به زندان فکنده ايم
آنا ن گذ شته را به پايه نها ده و
همت به ساختن آينده کرده اند
ما نا اميد ز فرداي خويشتن
دل خوش به شوت ديروز مي نهيم
آنجا نه وحشت تير شيخ هست نه شلا ق محتسب
آنجا چو جا ن آدميا ن هست محترم
فتواي قتل مخا لف نمي دهند
اينجا مخا لف ما دشمن خداست
و نما ينده خدا هرز تحمل دشمن نمي کند
حامی آن ديار همه مبعوث مردمند
و به نيابت ز مردما ن اقدام مي کنند
اينجا به عکس
قبيله مد يون حامی است
اينجا به عکس
قبيله مد يون حامی است
يا حسين .....................
رفتم تو خيابون
مردمو ديدم
مردومي كه با عشق جلو و عقب ميرفتن
دستا از پايين كشيده مي شد مثل سيلي كه به گوش ظالم خورده باشه
زنجير به پشتشون نواخته ميشد
وقتي خوب گوش مي دادي
نظمو حس مي كردي
سنج ، طبل ، صداي سينه زدن ، صداي زنجير ها و ..............
همه با نظم خاصي نواخته مي شدن
پيش خودم فكر كردم چه چيز باعث اين شور و عشق شده
پيش خودم يه يا حسين گفتم و مشغوله سينه زدن شدم
و هماهنگ با عاشقان در ثوابش سهيم
به اميد داشتن ايراني آزاد و به دور از تنش
يا حق
كوچيكه همتون ممد 2

بازداشت محمد خليلي، نويسنده و فعال كانون نويسندگان
محمد خليلي، شاعر و مترجم و عضو كانون نويسندگان ايران صبح روز شنبه توسط ماموران امنيتي جمهوري اسلامي بازداشت شد. ناصر موذن، شاعر و از خويشان وي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: «روز شنبه سوم اسفندماه چهار نفر از ماموران امنيتي خانه را گشتند و كتاب ها و دستنوشته ها و اسناد و مدارك شخصي او را برداشتند و او را بردند. هنوز از او اطلاعي نداريم فقط يكبار زنگ زده و لباس خواسته.» ناصر موذن، سوابق محمد خليلي در كانون نويسندگان دو دوره اخير و بويژه نقش او در بيانيه 134 نويسنده معروف به «ما نويسنده ايم» و جمع كردن امضا ها را از انگيزه هاي دستگيري او بشمار مي آورد. وي مي افزايد: «شايد بزرگداشت سياوش كسرايي كه چند روز پيش از بازداشت او برگزار شد و او در آن نقش فعالي داشت، در بازداشت او موثر بود. بخصوص با توجه به اينكه منزلش هميشه محل گردآمدن نويسندگان بود. البته مسايل تماما جنبه ادبي و هنري داشت ولي احتمالا مي تواند دليل دستگيري او باشد.»
تعقيب جزائي دانشجويان معترض به حكم اعدام هاشم آغاجري
قوه قضائيه جمهوري اسلامي با اتهام توهين به مقام رهبري و زير سئوال بردن مقدسات اسلامي به جنگ جواناني رفته است كه در گوشه و كنار ايران به صدور حكم اعدام دكتر هاشم آغاجري اعتراض كردند و با اين استاد دانشگاه همدردي نشان دادند. حكم اعدام آغاجري نقض شده است اما دانشجويان هوادار او همچنان در دادگاه ها در انتظار صدور حكم به سر مي برند. روح الله ملك پور، دبير انجمن اسلامي دانشگاه ياسوج، يكي از اين دانشجويان است. وي ساعتي پيش در مصاحبه با راديوفردا از صحن دادگاه ياسوج، مي گويد: ما در اعتراض به حكم بدوي دادگاه آغاجري، دو تا برنامه در دانشگاه داشتيم در روزهاي 22 و 27 آبانماه. وي مي گويد در ابتداي مراسم، عده اي از اعضاي گروه هاي فشار برنامه را به هم زدند و حاضران را مورد ضرب و شتم قرار دادند به طوريكه چند نفر بيهوش شدند و به بيمارستان انتقال يافتند. وي مي گويد شكايت داروغه را نمي تواند داروغه برد ولي چون از صحنه حادثه در دانشگاه فيلمبرداري دقيقي شده بود كه چهره مهاجمين را نشان مي داد، آنها شناسائي و به مراجع قضائي و دانشگاه معرفي شدند. وي مي افزايد در مرحله رسيدگي پرونده وارد فاز جديدي شد و مدعي العموم با استناد به سخنراني هائي كه روزهاي قبل از اين درگيري شده بود، عليه شش دانشجويان مضروب فعال انجمن اسلامي، به اتهام توهين به رهبري، مقدسات، اركان نظام و اقدام عليه امنيت نظام، اعلام جرم كرد
اعتراض روزنامه نگاران به فشارهاي موجود، راديكالتر ميشود
افزايش محدوديتها در عرصه مطبوعات و بازداشت تعدادي از روزنامهنگاران، باعث شده تا بخشهايي از جامعه مطبوعاتي به تدريج انجام اقداماتي راديكالتر در دفاع از حقوق صنفي را مطرح كنند.
به گزارش خبرنگار «رويداد»، اين موضوع در جلسه اخير انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران كه روز پنجشنبه تحت عنوان «اعتراض به برخورد با روزنامهنگاران» تشكيل شد، به شكلي آشكار خود را نشان ميداد.
پيشنهادهايي كه براي چگونگي بروز اشكال اعتراض مطرح ميشد، عبارت بودند از: تحصن دستهجمعي روزنامهنگاران، استفاده از روشهايي كه بازتاب بينالمللي داشته باشد، تجمع در مقابل سازمان ملل، نامه به مقام رهبري، چاپ برخي صفحات مطبوعات اصلاحطلب به شكل سفيد و اعتصاب دو هفتهاي. در اين جلسه همچنين اعضا از سكوت جريانهاي اصلاحطلب درون حاكميت نسبت به برخورد با مطبوعات انتقاد ميكردند. بيشتر انتقاد از معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد بود كه به اعتقاد روزنامهنگاران، از دوم خرداد تاكنون به تدريج از آرمانهاي اصلاحطلبانه فاصله گرفته است. همچنين شخص رئيسجمهوري و نمايندگاني از مجلس كه سابقه روزنامهنگاري دارند و نيز اعضاي هيأت مديره انجمن نيز مورد انتقاد بودند.
گفتني است، اين جلسه در انتقاد به تداوم بازداشت گنجي، در بند ماندن «عليرضا اشراقي» و بازداشت نويسندگان سينمايي برپا شده بود.
محسن كديور: هيچ روزنامهنگاري بدون حكم قطعي نبايد در زندان بماند
رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات خواستار تهيه طرحي در مجلس يا بيانيهاي از سوي تشكلهاي مطبوعاتي شد كه طبق آن هيچ روزنامهنگاري نبايد بدون حكم قطعي تا پايان سال هشتاد ويك در زندان مانده باشد.
«محسن كديور» كه به عنوان يكي از سخنرانان نشست «اعتراض به برخورد با روزنامهنگاران» سخن ميگفت، اظهار داشت: اهميت اين درخواست از آن جهت است كه حتي طبق قانون مطبوعات مصوب مجلس پنجم كه قانوني حصري و تحديد كننده آزادي بيان است، قاضي حق بازداشت روزنامهنگار قبل از صدور حكم قطعي را ندارد.
وي افزود: طبق گزارشهايي كه ما داريم تعداد قابل توجهي از روزنامهنگاران به خاطر حكم دادگاه بدوي يا به شكل بازداشت موقت در زندان به سر ميبرند كه «عليرضا اشراقي» يكي از آنهاست. كديور همچنين خواستار برنامهريزي جامعه مطبوعاتي براي اعتراض به وضع موجود در سالروز آزادي مطبوعات در ارديبهشت هشتاد ودوشد.
دين و آزادگی و ...............................
بازم ماه محرم اومده ماه نبرد خون و شمشير
ماهي كه همگي رو به ياد بي عدالتي هاي اون زمان مي اندازه (توش ايهام داره توجه كنيد)
يه روز داشتم يه كتاب مي خوندم درباره ي محرم
اونجا نوشته بود كه امام حسين (ع) وقتي مي خواد با دشمناش حرف بزنه مي فرمود:
اگر دين نداريد حداقل آزاده باشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيد
با خودم فكر كردم ما كه اينقدر دم از دين و اسلام مي زنيم
اسم كشورمونو مي ذاريم حسيني چرا هنوز با خيلي از همين دستورات مشكل داريم
گفتم ما ديني داريم كه .............
ولي ما فقط عادت كرديم اونارو شعار كنيم رو دارو ديوار بنويسيم و .............
بياين از همين الان از خودمون شروع كنيم
حداقل شعار دادن بدون عمل رو كنار بگذاريم
و آزاده بودن رو فراموش نكنيم
حامد
E-mail: Mr_hamed_2003@yahoo.com
يک ماجرای واقعی ....................
يه دختري بود خيلي خوشگل و در عين حال خيليم نجيب و خونواده دار
دختره عضو بسيج خواهران بود . تو بسيج خواهران . گاهي وقتها برادراي بسيجي هم مي يومدند . البته قبلش يالاه مي گفتند . كه خواهراي بسيجي چادرشونو سفت كنند . يه روز مسعود براي اينكه برق اتاق بهاره همون دختره كه گفتيم را تو بسيج درست كنه . به اتاقش اومد . رفتار مسعود خيلي مودبانه بود و خيلي تو بهاره تاثير گذاشت . در عين حال مسعود هم نشون مي داد كه از بهاره خوشش اومده . فرداي اون روز به يه بهونه ي ديگه مسعود به بسيج خواهران اومد و دوباره بهاره و مسعود همديگر را ديدند . اين ديدن ها همين طور ادامه پيدا كرد تا يه روز مسعود به بهاره گفت اگه اجازه بديد امروز من برسونمتون خونتون . بهاره هم از خدا خواسته با يه كم ناز قبول كرد . يه مدتي دوستيشون ادامه داشت كه بهاره از مسعود خواست كه تكليفشو معلوم كنه و گفت من به اين وضعيت راضي نيستم چون تو به من نامحرمي . مسعود هم گفت اتفاقا من هم معذبم و مدتي بود مي خواستم يه چيزي را بهت بگم . بهاره پرسيد چه چيزي را . مسعود گفت . در حال حاظر چون برادر بزرگتر دارم كه هنوز ازدواج نكرده نمي تونيم با هم ازدواج كنيم و براي اينكه اسلامي بشه . بيا ازدواج موقت كنيم . بهاره اول ناراحت شد . اما مسعود حديث آورد از زسول ا.. و امام صادق و گفت اين كار خيليم ثواب داره بالاخره بهاره قبول كرد و به هم محرم شدند . كم كم مسعود چهره ي واقعيش را نشون داد . گفت : حالا كه محرميم مي ياي خونمون . بهاره هم ناچارا قبول كرد . در خانه هم مسعود گفت ما كه بالاخره يه روزي عروسي مي كنيم . حالا يه ................... قبل از عروسي رسمي داشته باشيم . چي ميشه . خلاصه . مخ بهاره را تيليت كرد و .... بعد از اون روز ديگه مسعود كمتر به بهاره سر مي زد . يه روزم غيب شد . بهاره هم كم كم دلش بالا اومد و علائم حاملگي توش معلوم شد . باباي بهاره وقتي جريان را فهميد . اونقدر ناراحت شد كه بهاره را از خونه بيرون كرد . به بسيج پناه آورد كه خواهرا هم جريان را كه فهميدند پرونده اش را بستند . خلاصه سرگردون تو خيابون ها مي گشت كه گروه امداد رسيد . بله يه خونه ي فساد تو اكباتان . بهاره هم گفت آب كه از سر گذشت . چه يك وجب چه صد وجب . اكنون بهاره به علت گرفتن ايدز در آستانه مرگ قرار دارد .
به نظر شما چند دختر مثل بهاره در ايران وجود دارد؟؟
برگرفته از http://dolateshgh.blogspot.com البته توصيه می کنم که افراد زير ۱۸ سال و خانمها به اونجا سر نزنن !!!!!!!!!!!!!!!
پانزده درصد جمعيت ايران زير خط فقر مطلق زندگي مي كنند
رسانه هاي بامداد امروز تهران به نقل از مجيد يارمند، مديركل دفتر تامين اجتماعتي سازمان مديريت و برنامه ريزي جمهوري اسلامي مي نويسند: پانزده در صد جمعيت ايران (حدود 10 ميليون نفر) زير خط فقر مطلق زندگي مي كنند، خط فقر مطلق مقدار درآمدي است كه در شرايط ويژه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي يك جامعه به شهروندان امكان مي دهد كه حداقل نياز هاي ضروري خود را از لحاظ غذا، پوشاك و مسكن تامين كنند.
انفجار نارنجك در تهران
دو نارنجك دستي يكي در مركز پيشدانشگاهي پسرانه در منطقه تهران پارس و ديگري در ميدان انقلاب تهران منفجر شد و 4 نفر بهشدت زخمي شدند. شايان جابري، روزنامه نگار در تهران، در مصاحبه با راديو فردا ميگويد اين نارنجكها نه نارنجك جنگي، بلكه ترقههاي آتشبازي آستانه نوروز بود. وی میافزايد: چيزهايي كه از آن به عنوان نارنجك نام میبرند، همان نارنجك هاي سنتي است كه هميشه در مراسم چهارشنبهسوري وحتي پيش از اين مراسم از اوايل اسفند استفاده ميشوند. اين نارنجك ها دست ساز هستند و از چند تيكه سنگ و اكليل سرنج كه يك ماده انفجاري شديد است، تشكيل شدهاند. چون هيچ آزمايشگاهي براي تعيين مقدار اكليل سرنج وجود ندارد، بنابراين مقدار اين مواد فقط به هيجان جوانان بستگي دارد و موجي كه از اين مواد توليد مي شوذ خيلي شديد است و بعضي وقتها حتي منجر به پارگي پرده گوش مي شود.
خاتمي ، خامنه اي ، شعله سعدي و اصلاحات
خاتمي ، خامنه اي ، شعله سعدي و اصلاحات
از دوم خرداد76 با انتخاب خاتمي ، جنبش اصلاح طلب ايران در پي جنبش دانشجويي آغاز گرديد . آقاي خامنه اي اعلام کرد که حسيني عمل ميکنم . و بر سر دانشجويان آن رفت که ميدانيم . و خاتمي نيز فقط اظهار تاً سف کرد .
وقتي که ماجراي قتل هاي زنجيره اي فاش شد ، اعلام کردند که زير سر محفل خود سر بوده . ولي هيچکسي نگفت مسئوليت وجود محافل خود سر در سرويس امنيتي و اطلاعاتي ايران بر عهده کيست و قضيه با خودکشي شدن سعيد امامي در دنياي ابهامات رها گرديد وپرونده روندي عکس يافت . متهمين آزاد شدند! و وکيل پرونده قتل هاي زنجيره اي به زندان رفت.
مطبوعات اصلاح طلب پايگاه دشمن خوانده شدند و دادگستري دست به توقيف فله اي آنان زد .
در دوره اول رياست جمهوري ، خاتمي با استفاده از اکثريت راست مجلس پنجم توانست تمامي ضعف ها را به پاي مجلس گذارد و مردم را همچنان به آينده اميدوار نگاه دارد .
بعد از چهار سال خاتمي دوباره با راُي سنگين مرد م انتخاب گرد يد و مردم مجلسي تماماً اصلاح طلب به او پيشکش کردند .
در آغاز کار مجلس ششم نمايندگان در پي تحقق اصلي ترين شعار انتخاباتي خود بر آمدند و لايحه اصلاح قانون مطبوعات را در دستور کار مجلس قرار دادند. در آن هنگام آقاي خامنه اي با نوشتن نامه اي به مجلس خواستار خروج لايحه اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس شد . و آقاي کروبي رئيس مجلس نامه آقاي خامنه اي را حکم حکومتي تلقي کرد و برنامه اصلاح قانون مطبوعات نابود گرديد .
انتخابات دومين دوره شوراهاي شهر و روستا برگزار شد . يک روز قبل از انتخابات آقاي خامنه اي بدعت جديدي در تاريخ سياسي ايران بنا رد ، و احتمال حذف منتخبين مردم را حتي پس از عبور از فيلتر هاي نظارتي و راي گيري مطرح رد . خاتمي و اصلاح طلبان حکومتي با تمام توان مردم را به پاي صندوق هاي راي فرا خواند ند . دتر شعله سعدي در بند انفرادي زندان اوين زنداني گشت . محافظه کاران در شوراي شهر تهران پيروز شدند .
محمد جواد شعله سعدي اسفند 1381
دستگيری يک روزنامه نگار به علت انتقاد از رهبر حکومت اسلامی
محمد محسن سازگارا روزنامه نگار در ٢٩ بهمن ماه در منزلش دستگير گرديد. اين دستگيری چند روز پس انتشار مقاله ای از ايشان بروی سايت اينترنتی همه ايران که مديريت آن را به عهده دارد، صورت مي گيرد در اين مقاله از رهبر و حکومت اسلامی ايران انتقاد شده است.
روبرت مئنارد دبير اول گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام نمود که " اين دستگيری در حالي که هيئت گزارشگران کميسيون حقوق بشر، تحت رياست لويي ژوانه در تهران بسر مي برد، اقتدارگريان رژيم بار ديگر نشان دادند، که به نظر صريح جامعه جهاني مبني بر رعايت حقوق بشر بي اعتنا هستند". گزارشگران بدون مرز همچنين نگرانی خود را از اقدامات که رژيم برای ممانعت از ملاقات هيئت گزارشگران کميسيون حقوق بشر با زندانيان در بند و شاکيان دستگيری های خود سرانه انجام مي دهد، اعلام مي کند. بنا براطلاعاتی که به دست ما رسيده تا امروز با افرادی که توسط گزارشگران بدون مرز به اين هيئت معرفي شده اند، ملاقاتي انجام نگرفته است.
گزارشگران بدون مرز از رئيس قوه قضائيه ايران آيت اله محمود هاشمي شاهرودی خواهان آزادی فوری محمد محسن سازگارا و٩ روزنامه نگار زندانی ديگر از جمله جوانترين روزنامه نگار زنداني عليرضا اشراقي در ايران است.
در ٢٩ بهمن ماه محمد محسن سازگارا روزنامه نگار توسط مامورين امنيتی شخصی پوش پس از تفتيش منزل اش و ضبط نوارهای ويدئوئی شخصی، ديسک کامپيوتر و تعدادی کتاب و دست نوشته، دستگير گرديد و به محل نا معلومی برده شده است. اين دستگيری در پي انتشار مقاله ای از روزنامه نگار است به نام "گام اول، حرف آخر" که در آن صريحا بر "ناکارآيي حکومت دينی و حاكميت بلا منازع و مطلق يك فرد " و "خواست اکثريت مردم برای تغيير قانون اساسي" تاکيد نموده است. وی اصل ولايت فقيه را "طبق تعاريف رايج سياسي" روش حكومتي كه در آن "اراده يك فرد عين قانون قلمداد مي شود" استبداد ناميده است. محمد محسن سازگارا از اعضای هيت مديره ی شرکت جامعه روز بود که روزنامه های اصلاح طلب جامعه و توس را منتشر نمود.
از يکشنبه ٢٢ دی ماه عليرضا اشراقي روزنامه نگار حيات نو در بازداشت و در سلول انفرادی در زندان اوين بسر می برد. مهري زاينده روديزاده، مادر عليرضا اشراقی با ارسال نامه ای به سيدمحمد خاتمي نوشته است : "من از اتهامات بيپايه فرزندم هيچ نگراني ندارم و مطمئنم در دادگاه صالح حكم برائت او صادر خواهد شد. تمام دغدغه من اين است كه در بحبوحه بلواي به پاخاسته، فرزندم قرباني تسويهحسابهاي پشت پرده قرار گيرد." وی در اين نامه همچنين تاکيد کرده است که :" تحميل چهل روز انفرادي که منجر به كم كردن وزن بسيار و ايجاد وضعيتي براي پسرم كه آرزوي مرگ و خودكشي داشته باشد (او اين موضوع را در ملاقات اخير يعني دومين ملاقات خود در طول چهل روز بيان كرده) ظلم است". وی خطاب به آقای خاتمي نوشته است: " مشخصاً درخواست اينجانب از شما كه سوگند بر اجراي قانون اساسي ياد كردهايد اين است كه باتوجه به از سرگذراندن چهل روز بازجويي و انفرادي، امكان دسترسي او به وكيل و آزادي مشروط به وثيقه ايشان (كه مكرراً در بازجوييها از سوي بازجوها به ايشان وعده داده شده و هيچگاه عملي نشده) تا زمان تشكيل دادگاه صالح فراهم آيد.
دستگيری عليرضا اشراقي و توقيف روزنامه ی حيات نو در پي چاپ کاريکاتوری برگرفته شده از يک سايت رسمی امريکايی در شماره ی چهارشنبه هيجده دی ماه اين روزنامه بود. اين کاريکاتور در سال ١٩٣٧ در يک روزنامه ی امريکايي به چاپ رسيده و موضوع آن پيرامون اختلافات رئيس جمهور وقت امريکا روزولت و شورای عالی قضايي امريکا بوده است.
گزارشگران بدون مرز يادآور می شود که :
ايران امروز رکوردار « بزرگترين زندان روزنامه نگاران » در خاورميانه است،١٠ روزنامه نگار در پشت ميله های زندان بسر می برند.
«نقدی بر فرهنگ رسمی ايران بعد از انقلاب»
به مناسبت روز 22 بهمن ، انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفهان ، اقدام به برگزاری برنامه ای با نام «نقدی بر فرهنگ رسمی ايران بعد از انقلاب» با حضور آقای رضا عليجانی شنبه اين هفته نمود، اما مسئولين دانشگاه از اجرا برنامه به خاطر، مناسب نبودن شخص مورد نظر برای سخنرانی در دهه فجر ، جلو گيری نمودند و مجوز ندادند.
انجمن اسلامی دانشجويان به خاطر واهی بودن دليل رئيس دانشگاه اقدام به برگزاری جلسه در سالن اجتماعات انجمن مرکزی نمود.
در ابتدای جلسه مسئول واحد تشکيلات انجمن از برخوردهای نادرست رياست دانشگاه انتقاد نمود و در ادامه سخنرانی آقای عليجانی برگزار شد.
مشروح برنامه در پی می آيد.
مسعود نوربخش مسئول واحد تشکيلات انجمن، از برگزار شدن مراسم در محل انجمن اسلامي مركزي به جاي مكان از قبل تعيين شده آن (تالار8) سخن گفت و ادامه داد كه اين اولين باري نيست كه اين مشكل را داريم ، اولين باري كه با اين مشكل مواجه شدیم و مجوز به برنامههاي انجمن ندادند ،سال پيش به مناسبت ملي شدن صنعت نفت بود كه از دكتر تركمان دعوت شده بودو همچنين يك كنسرت موسيقي و بر گزاري تجمع دفاع از انديشه (به خاطر اعتراض به حكم آقاي آغاجري) در مكان باز و برنامه 16آذر و در ادامه، اين سري به مناسبت 22بهمن به انجمن مجوز داده نشد. وي در ادامه گفت :
دفعات قبل هر دفعه يك بهانه ميآوردند و ما را بالاخره يك طوري قانع ميكردند مثلاً در مورد مراسم 16 آذرنيزدر خدمت آقاي عليجاني بوديم بنده به آقاي آهون منش (رييس دانشگاه )گفتم كه اين شخصيتها مناسب نيستند، يا زمان برگزاري مناسب نيست دكتر گفتند زمان برگزاري مناسب نيست آن موقع نامهاي از وزارت خانه نشان ما دادند و گفتند با توجه به اين نامه مجوز برنامه صادر نشده است خوب ،بعد از جريان آغاجري طبيعي بود ،ما هم پذيرفتيم. اما اين دفعه به خاطر دهه مبارك فجر مجوز ندادند و گفتند به خاطر اينكه خوب نيست اين سخنراني در دهه مبارك فجر باشد اين واقعاً خنده دار است .
آقای عليجانی در ابتدا، سخنان خود با نام خداوند شور و شعف و شجاعت آغاز کردند و همچنين برای ياد انقلاب و ياد همه شهيدان راه آزادي و استقلال كشور بپا خواسته و فاتحه ای خواندند.
ايشان در ادامه، سخن گفتن در مورد انقلاب ،براي نسلي كه سربازان پياده انقلاب بود امر ساده اي دانستند و ادامه دادند «دوستي از من سوال كرد اگر 20سال پيش بود، انقلاب ميكرديد ؟من گفتم انقلاب ميشد، بلكه ما انقلاب نكرديم. رژيم شاه پس از فراز و نشيب هايي به يك استحكامي رسيد و احساس استحكام كرد و از پشت اين سنگر خود حق پنداري، با جامعه و مخالفينش برخورد ميكرد، كسي خواهان انقلاب نبود نه رو شنفكران ،نه رو حانيت ،نه روشنفكران ملي ،نه مذهبي و نه چپ ،چون ادبيات سال 3 ايران را ببينيد يك ادبيات كاملاً اصلاح طلبانه است، اگر كتاب كشف الاسرار اقاي خميني را بخوانيد خيلي گفتگوي دوستانه اي با حكومت دارد به تدريج رژيم شاه به نقطه اي رسيد كه فاصله اش را با مردم زياد كرد، يعني به انسداد رسيد، يعني كسي اميد به اصلاح نداشت.»
وي درادامه با اشاره به نارسايي هاي نظام اقتصادي رژيم گذشته و بلند پروازيهاي گسترش بعد نظامي كشور، كه بدون استفاده براي كشور بود ،گفت« اين مسائل فضا را به سمت انقلاب برد، يك شاه شاهان با فرامين خود كامه اش ميخواست بر ايران حكومت كند، ميخواست يك باشد و بقيه صفر ، اين در جامعه رو به رشد ايران قابل قبول نبود اين بنيان و پايه اصلي انقلاب بود هر چند عوامل ديگري نيز مؤثر بود يكي از دلايل اصلي انقلاب ،استبداد و انسداد سياسي بود ،شعار آزادي و بحث زنداني سياسي آزاد بايد گردد يكي از پر پشتوانه ترين شعارهاي سياسي بود
مسئله ديگر وابستگي حكومت به آمريكا و اسراييل بود، بويژه اسراييل و همچنين فساد مالي و فاصلههاي طبقاتي.
به گمان من در هر شرايط ديگري اين وضعيت تكرار بشود انقلاب بوجود ميآيد، اگر باز هم جامعه ايران ،اكثريتش مطالباتي داشته باشد، فرهنگی داشته باشد و اقليتي نخواهد بپذيرد اكثريت اگر ببينند كه مطالباتشان با انسداد برخورد ميكند،اين قانون(انقلاب) بر روابط جامعه حاكم است و به نظرمن ، جامعه ايران الان آبستن تحول طلبي است و كلمه تحول را به اصطلاح عيني تر و واقعي تر از كلمه انقلاب ميدانم و اگر گوش شنوايي نداشته باشد شبيه شاه، روزي بايد گفته شود ما صداي شما را شنيديم اين را نه از روي طعنه بلكه از روي يك درس تاريخ ميگويم .
شايد براي آينده ايران آمدن موجي از خشونت بدترين گزينه باشد بنا بر اين نكتهاي را ميگويم، نه از باب اين است كه ما دنبال انقلاب ديگري هستيم بلكه انقلابها بوجود ميآيند و كسي انقلاب نميكند .
فرهنگ عمومي انقلاب ما يك فرهنگ روشنفكري با درون مايه مذهبي است به طور مثال در آن دوران هيچگاه بحثي از ولايت فقيه مطرح نبود هر چند آقاي خميني ولايت فقيه را دو دهه قبل از سقوط شاه گفته بودند اما در طول انقلاب شما حتي يك شعار يا يك جمله در اين رابطه نميبينيد بحث و كلمه فقاهت كلمهاي نبود كه در ادبيات انقلاب وجود داشته باشد ولي حكومت اسلامي وجود داشت كه بعد تبديل به جمهوري اسلامي شد و مسائلي كه حالا به عنوان مقدسات مطرح ميشود در ادبيات آن موقع جايگاهي نداشت .فرهنگ حاكم بر انقلاب نقاط ضعف و قوتي داشت ولي در مجموع ويژگيهايي بر آن حاكم بود و دراين روند 25ساله به تدريج اين ويژگيها ترك شد و از بين رفت يكي از آنها تكثر مشاركت و همكاري بود اما به تدريج ديگر دكتر سروش تحمل نميشد حتي آغاجري و عباس عبدي و….. تحمل نشدند حالا به جايي رسيده ايم كه انجمن اسلامي هم ديگر تحمل نميشود و اگر بخواهد مراسم بگذارد، مجوز نميدهند اين چه روندي است به نظر مي رسد ميشود اسم اين روند را روند حذف و انحصار گذاشت و يك روند حق ويژه طلبي است در آن دوران(اوايل انقلاب) به روشنفكران احترام گذاشته ميشد هر چند روحانيت خود را بالاتر از روشنفكران احساس ميكرد اما احترامش حفظ ميشود ولي الان كلمه روشنفكر در ادبيات جناح اقتدار گرا به عنوان يك كلمه غربي ،غربزده ،منحرف ، بيدين به كار ميرود .
اساساًنگرش نوگرا به مذهب تبديل به نگرش فقاهتي شده است ولي به تدريج اصل شده حفظ قدرتي كه ما سر كار هستيم و همه چيز بايد به مصلحت اين قدرت باشد.
به عبارت ديگر از محتوا به سمت فرم رفتيم ،از يك منظر ديگر ميتوان گفت كه از اختيار به سمت اكراه و اجبار رفتيم در آن موقع كرامت انسان مهم بود اما الان به جايي رسيديم كه قانون منع شكنجه، ميرود شوراي نگهبان، بحث ميشود كه شايد براي قاضي لازم شود كه اين كار انجام شود يعني از كجا به كجا رسيده ايم.
البته در حوزه هاي ديگر ما سير صعودي نيز داشتهايم مثلاً در حوزه زنان الان سنتي ترين جناحهاي سياسي هم الان معتقدند كه بايد به حقوق زنان رسيدگي شود ولي الان يك نگاه مثبت نسبت به زنان ،به نظر من دستاورد انقلاب ما است شايد بزرگترين دستاورد انقلاب ايران ايجاد شكاف ميان سنت ما درباره زنان ميباشد و نسبت به زنان رويكردي مناسب بوجود آمده است .»
عليجاني با اشاره به دو گرايش در نگرشهاي ديني افزود :«يك گرايش معنويت را برجسته ميداند و به يك اخلاق انساني معتقد است. شفافيت دارد و زندگيساز است. يك گرايش هم به شريعت و ظواهر امر دلبسته است. يعني يك اخلاق شريعتگرا و يك اخلاق معنويتگرا و انساني داريم .به عبارت ديگر يك گرايش معتقد است دين در عرصه حكومت يك گزينه ملي است و بايد در حكومت دخالت كند ولي گرايش ديگر معتقد است دين در عرصه عمومي وارد ميشود آن هم به عنوان يك راه حل حزبي نه ملي. يعني احزاب مختلف با گرايشات مختلف ديني، غير ديني، ضدديني، ديني سنتي، ديني نوگرا و هر تشكلي كه هست حق دارد بر اساس تفكر خودش وارد عرصه عمومي شود.»وي با بيان چگونگي عملكرد دين در حوزه عمومي غرب اشاره كرد:«بر مبناي نگرش دوم، احزاب، آنچه به رأي ميگذارند برنامههايشان است نه انديشههايشان. آنچه در ايران گذشت اين بود كه ميخواستيم از مردم چك سفيد بگيريم آن هم براي يكبار، يكجا و هميشه، تا انديشههاي خود را پياده كنيم. اول دعوا، اختلاف روي تفسير انديشههاست. نبايد يكبار و يكجا و براي هميشه چك سفيد گرفت بايد مورد به مورد گرفت. البته انديشهها طبيعتاً به طور غير مستقيم توسط برنامهها وارد دولت و پارلمان ميشود ولي نگرش اول معتقد است كه اساساً انديشه و ايدئولوژي بايد مستقيماً بر دولت و پارلمان حاكم باشد .»
وي با بيان وجود تعارضها و تفاوتهايي كه در مسير انقلاب خود را نشان دادند نتيجه نهايياش را نوعي دلزدگي و سرخوردگي از مذهب در بخش مهمي از طيف جوانان دانست و افزود :«به قول مسيح درخت را از ميوهاش شناخت. در ابتدا كه آمار و ارقام درارتباط با مفاسد اجتماعي و معضلات اجتماعي نظير اعتياد، دختران و زنان خياباني، فقر و فاصلههاي طبقاتي و … داده ميشد، دستاندركاران قدرت سعي در لاپوشاني آن داشتند ولي حالا كه به حد انفجار رسيده است برايش سريال و فيلم هم درستكردهاند و در تلويزيون رسمي پخش ميكنند.به هر حال اين درخت سنتگرايي اقتدارگرا در ايران ميوههاي خوبي به ارمغان نياورده است. به گمان من بخش مهمي از آن، رويكردهاي فرهنگي بوده كه ساختار قدرت و بويژه روحانيت در آن دخيل بوده است و تفكري را كه آورده، امتحان پس داده است. حالا بايد اجازه داده شود كه تفكرات ديگراني كه مورد تمايل مردم قرار گرفتهاند، امتحان پس دهند . جدا از دست اندركاران قدرت ،مردم ايران ،خرد تجربي دارند ،شايد با خرد نظري چنداني به مسائل نگاه نكنند ،ولي جدا از دستهها و گروههاي مختلف سياسي ،يك انباشت تجربهاي هم در اذهان مردم صورت ميگيرد . در نهايت همين خرد جمعي و تجربهي فردي ميتواند قضاوت كند . وي با اشاره به اين مطلب كه اگر اقليت ،امكان و فضاي تجربي گفتمان را به اكثريت ندهد،تحولات شتابناكي كه سمت و سوي مشخصي ندارند ،ناگزير مينمايد ،افزود :«روند دموكراتيزاسيون در ايران ،فراگير است و روند اصلاحات بخشي از اين روند دموكراتيزاسيون است . روند اصلاحات يعني روند خود اصلاحي سيستم روند دموكراتيزاسيون ناشي از تحولات بنيادي است كه در جامعه ي ايران اتفاق افتاده است مثل رشد شهر نشيني، رشد مراكز آموزشي عالي ،رشد رسانههاي ارتباطي، رشد طبقه متوسط و…. كه مجموعه اين عوامل عيني در تعامل با عوامل ذهني روندي را آغاز كرده اند كه بر گشت ناپذير مينمايد »وي با اشاره به دستاوردهاي اصلاحات در پنج- شش سال گذشته ،وضعيت كنوني آن را رسيدن به بن بست دانست و در ريشه يابي آن گفت :« گفتمان نظري اصلاحات در دمو كراسي ليبرال بود و نظريه استراتژيك آن در تئوري اصلاحات به طور كلي روند اصلاحات درون حاكميتي خودش را هم از مردم دور كرد وهم از نيروهاي سياسي خارج از حاكميت . چرا كه نزديك شدن به مردم را نوعي راديكاليزم ميديد و با خودي – غير خودي هم خودش را در سه كنج قرار داد » وي راهكار جبران اين نقيصه را هم در شكل گيري نهاد هاي صنفي و سياسي و هم در ايجاد يك جبهه دفاع از استقلال و آزادي دانست و گفت :«البته اين الان شدني نيست و بايد فرهنگ سازي شود تا به تدريج به همسويي سياسي برسيم و احياناًهمكاريهاي وسيع تر .
وي در پاسخ به سوالي پيرامون وابستگي انقلاب ايران به جريانات خارجي گفت :«تئوري توطئه فقط براي زمان انفعال است و ترجيحاً بگذاريم براي هفتاد سالگي به بعد كه كاري از دستمان بر نمي آيد .»
وي با بيان اينكه تشابه دليل بر وابستگي نيست گفت: «انقلاب ايران امري كلاً درون جوش بود و طبيعي است وقتي يك انقلاب خود را به شرايط جهاني تحميل كند . قدرت هاي بزرگ جهان هم ميآيند تا با آن تنظيم رابطه كنند . براي همين كنفرانس گوادلوپ را گذاشتند كه به چه جناحهايي نزديك شويم و از چه جناحهايي دور شويم . ابتدا فكر ميكردند ميتوانند جرايانات سنتي ايران را در برابر بلوك شرق بگذارند . بعد از ماجراي گروگانگيري اساساً جريان بر عكس شد . خود جريان سنتي تبديل به بنيادگرا شد و خطرناك براي آنها. آن هم ايرانيها را غير قابل پيش بيني ميدانستند. حالا فكر ميكنند با اصلاحاتي كه در ايران صورت مي گيرد، قدرت سياسي پيش بيني پذير باشد و ميتوانند وارد رقابت اقتصادي بازار ايران شوند.آنها هميشه ميخواهند با جريان برنده باشند .»
عليجاني ضمن اشاره به ساده سازي ذهني موجود در اول انقلاب كه توي ذهن ميگويد از اين ستون تا آن ستون فرج است ،خواستار پرهيز از چنين ساده سازيهايي در حال حاضر شد و خاطرات شخصيتهاي دخيل در انقلاب را منبع خوبي براي مطالعه در اين زمينه دانست .
وي در پاسخ به سوالي پيرامون برنامه ملي مذهبي ها گفت:«ما خودمان را نيروي درجه اول كشور نميدانيم . حداكثر مي توانيم نقد كنيم .معتقديم كه در دراز مدت بايد كار فكري شود .»
وي با اشاره به جنبش دانشجويي گفت :«جنبش دانشجويي نبايد دچار توهم شود و فكر كند در مرحله تعيين كنندگي قرار دارد و گر نه زود دلسرد ميشود . جنبش دانشجويي تاثير گذار و بازدارنده است نه تعيين كننده وپيش برنده .»
وي در ادامه پرسش و پاسخ ايمان را امري قلبي دانست و گفت ذات انسان زور پذير نيست نميشود به زور كسي را به كاري وا داشت . لا اكراه في الدين معنايش همين است. بايد از راه دلها وارد شد عليجاني در پاسخ به سوالي درباره تبديل شدن نهضت ها به نهاد گفت :«يك معناي اين جمله آن چيزي است كه شريعتي تعبير ميكرد . يعني نهضت داراي تحرك و پويش است اما نهاد ايستا و بيتحرك است . اين يك معناي منفي است بنا بر اين بايد هميشه دنبال انقلاب بود اما اگر معناي نهاد را همان نهادينه شدن بدانيم بايد گفت يك شرط اساسي دارد وان هم آزادي نقد قدرت است . به زبان صدر اسلام ميشود همان امر به معروف و نهي از منكر كه حالا اينقدر سطحش پايين آمده است و و به لباس و مو تنزل كرده است و گر نه حسين قيام خود را امر به معروف و نهي از منكر ميداند نهادينه شدن يك انقلاب هم زمان ميبرد. مثلاً انقلاب فرانسه 11 سال طول كشيدتا نهادينه شد يك شرط ديگر هم دارد و آن سيال بودن قدرت است يعني سياست مداران خود را ميزبان مردم ندانند .»وي در ادامه افزود :«من بين كار فرهنگي و سياسي تفكيك قائل نيستم و هر دو بايد همزمان پيش بروند و امروز بايد از كارهاي خرد به كارهاي كلان رو آورد . بايد بستر سازي مدني كرد .هر فعاليت كوچكي در حوزه فرهنگ چه در دانشگاهها و چه اگر ضرب در حجم كار در كل كشور شود عظمت كار را نشان ميدهد.» وي در مورد جامعه ايران گفت :« آينده جامعه ايران متكثر خواهد بود و اگر به اين نكته توجه نشود خروجيهاي اشتباهي در استراتژي ها خواهيم داشت . در حال حاضر معده فرهنگي جامعه ايران بيمار است و دوره مناسبي براي تست كردن خوراكهايي كه معده ميپذيرد نيست. وقتي اوضاع مزاجي سالم نباشد هر چه بخورد بالا ميآورد. طيف وسيعي از نسل جوان ما در حال بالا آوردن است. نميتوان در چنين شرايطي قضاوت كرد چه غذايي با معده سازگاري دارد چون همه چيز را پس ميزند . البته اين نقطه ضعف آن است .
با اين حال فكر ميكنم نيروهاي روشنفكري و روشنفكري مذهبي از جمله ملي- مذهبيها به علت ساختمان و سرشت جامعه مذهبي ايران، به لحاظ تعداد بيشتر باشند. چيزي شبيه مشروطيت از طيف هاي متفاوت و نه به صورت بلا منازع مانند نهضت ملي شدن صنعت نفت و با انقلاب ايران .»
توجه............
دين، حكومت خاص و يا سيستم اقتصادي و سياسي خاصي را به بشر نميآموزد و اين امور مربوط به خود بشر است
به گزارش ايسنا، مهندس عزتالله سحابي كه يكشنبهشب در حسينيهي ارشاد سخن ميگفت، افزود: تحول احكام براساس شرايط زمان و مكان در مكتب شيعه پذيرفته شده است وليكن ما از اصلاح انديشهي ديني، چيزي فراتر ميخواهيم.
وي خاطرنشان كرد: براي اصلاح انديشهي ديني بايد انتظار خود را از دين مشخص كنيم، آيا دين ضامن بسط عدالت و آزادي در جامعه است؟ و آيا دين، حكومت معين، اقتصاد و شيوهي زندگي خاصي را به بشر توصيه و يا چيزي فراتر از آنها را مطرح ميكند.
سحابي ابراز عقيده كرد: تجربه اثبات كرده است كه دين، حكومت خاص و يا سيستم اقتصادي و سياسي خاصي را به بشر نميآموزد و اين امور مربوط به خود بشر است.
وي دربارهي انتظار بشر از دين تصريح كرد: دين اموري را به بشر ميآموزد كه خود نميتواند به آنها دست پيدا كند.
سحابي ادامه داد: امروز مردم چيزهاي اضافي را كه بر دين زده شده است، قبول ندارند؛ آنها از دين برنگشتهاند، بلكه از پيرايههايي كه ما به دين چسباندهايم برگشتهاند.
مديرمسوول مجلهي توقيف شدهي ايران فردا تاكيد كرد: امروز بايد نسبت به برداشتهايي كه از لفظ دين داشتهايم، پالايش انجام دهيم تا از اين طريق به حقيقت دين ناب نزديكتر شويم.
وي همچنين تبليغ بد دين را علت گريز جوانان از آن ناميد.
سحابي با بيان اين نكته كه قرآن انديشه را تابع عمل انسان ميداند، گفت: اگر جامعه به دنبال دنيا، مصرف، رقابتهاي پرارزش دنيايي باشد، به طور طبيعي آن جامعه به ماديت اخلاقي دچار ميشود.
سحابي در پايان تاكيد كرد: اگر دين به صورت رسمي و مستقيم تبليغ نشود و اين تبليغ به صورت جامعهگرايي صورت بگيرد و انسانها براي منافع جامعه نسبت به منافع خود اولويت قائل شوند، تا حد زيادي مشكل دينگريزي در نسل جوان حل خواهد شد.
همچنين علي طهماسبي پژوهشگر مسائل ديني در اين مراسم گفت: دين فطري است و مردم به طور جمعي از فطرتشان فرار نميكنند مگر اينكه ضابطهاي بهوجود آمده باشد.
وي بيان كرد: وقتي زبان مبهم باشد حتي واقعيات جامعه نيز دچار ابهام خواهد شد. لذا ما امروز بيش از هر زماني به شفافيت نياز داريم تا واقعيت را به خوبي بشناسيم.
همچنين دكتر قياسي پور استاد دانشگاه نيز در مراسم يكشنبه شب حسنيه ارشاد گفت: كار انديشه، صيادي است ولي همين انديشهي صياد در بعضي از زمانها از اين خصلت خود دور ميشود لذا ما براي بازگرداندن انديشه به خصلت اصلي خود، بايد گرد و خاك و غبارها را از روي انديشه بزداييم. البته وقت براي اين كار بسيار كوتاه است.
وي افزود: انديشه غير از اينكه صياد است، اوجگير و عقابروش و شاهين منش است و صيد خود را در آرمان جستوجو ميكند.
انتخاب ................
بازم رای
بازم انتخابات
بازم مردم
بازم گزينش
اين گزينش چقدر سخته
چقدر!!!!!!!!
آه
يه بار ديگه بايد برم سر صندوق
صندوقه انتخاب
صندوقه آينده
صندوقه ............
آيا اين صندوق ..............
من که فکر نکنم!!!!!
به اميد ايرانی آزاد
و به دور از تنش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوچیکه همتون (ممد ۲)
ياحق
بادبادک .........
آرزوهامان
بر بال بادبادکی
گم شد ...
بچه که بوديم
توان گشتنمون نبود
بزرگ که می شويم
آرزوی يافتن
بر بامهای اين شهر
چقدر آرزو خفته است!
از زخم تا حروف ..............
مجروحم می کنند:
خرد
ريز
ساعات مرده
خرد
ريز لبخند
رفيق مرده دوران کودکی ...
و آن گاه
تعليق
خون و حروف
آغاز می شود
آه
نمی دانم کجای صدايم زخمی است
که اين چنين کلمات به چرک می نشينند!
فرهنگ ......................
فرهنگ؟
چه کلمه ای هست!!!!!!
چه ..........................
به نظر شما فرهنگ يعنی چی؟
فرهنگ يعنی:
آينده ی مملکت
گذشته ی مملکت
آبروی ملت
شرف ملت
شعور ملت
پس چرا بعضی ها بی فرهنگن؟
بهتون ميگم!
چون بی شعورن
و .....................
شايدم تقصيره خودشون نباشه!؟
پس تقصيره کيه؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پـــــــــــــــــــــــــيروز باشيد
شکر شکستن .......
کاسه ی چينی را
که برداشت
گفتم نشکنی
افتاد و شکست
گفتم به جهنم
دل من که نبود!
غم نان ...........
در پناه سايه يی
دو استکان کمر باريک
دو حبه قند
زيستن را
بهانه يی ست
((غم نان
اگر بگذارد))
نجات ............
دريا هنوز ايستاده
و ماه
شب را
دوره می کند
آفتاب نباشد
من سايه ای ندارم
يک نفر
در انزوای جهان
ايستاده
و مي داند
که اينها او را
نجات نمی دهند
آزادی در
دستهای من است
ديوار ها.......
راهها را بسته ايد
و ديوار ها را بلند
بين ما
خط فاصله گذاشته ايد
و بر چهار راهها
قرمز
بدون اجازه دست بلند می کنم
کسی را
صدا مي زنم
راه را ادامه می دهم
ببين
ديوارها دارند
خراب می شوند.
اينم نوعی ديگه ............
نامه سرگشاده به هيئت تحقيق كمسيون حقوق بشر سازمان ملل در ارتباط با زندان ها و زندانيان سياسي ايران
آقاي لوئي ژوانه
سرپرست هيئت تحقيق
همانگونه که همگان آكاه هستند شما براي تحقيق در باره بازداشت هاي غيرقانوني و خودسرانه و طرز رفتار با بازداشت شدگان بعد از هفت سال به ايران اعزام شده ايد. متاسفانه، طبق گزارشهای منتشره از طريق رسانه های گروهی و مطبوعات اين هيئت هنوز نتوانسته مستقيما با زندانيان سياسي و افرادی که مورد شکنجه واقع شده اند تماسی داشته باشد. بطور نمونه آقايان ناصر زرافشان و يوسف اشكوري و علي افشاري و ساير زندانيان سياسي به سالن 3 اندرزگاه 7 زندان اوين منتقل شده اند و درهاي سالن بر روي آنان بسته شده است.
آقايان دكتر محمدملكي ، دكتر حبيب الله پيمان، مهندس عزت الله سحابي، رضا عليجاني و هدي صابر رسما آمادگي خودشان را براي اطلا ع رساني دوران زندان به هيئت مزبور اعلام كرده اند. در عين حال آقايان عليرضا جباري و احمد زيد آبادي و برخي از دانش جويان و يا خانواده هايشان هم آمادگي خود را براي مصاحبه با هيئت اعلام كرده اند.
رزيم "جمهوری اسلامی " که مستمرا و بطور برنامه ريزه شده حقوق بشر را نقض ميکند با کارشکنی ارگانهای حکومتی و همچنين ايجاد رعب و وحشت ميان قربانيان از سوی دستگاه امنيتی و اطلاعاتی در صدد جلو گيری تماس قربانيان نقض حقوق بشر با بازرسان اعزامی ميباشد.
بديهی است که اعتبار هر گزارش هيئت اعزامی مشروط به آزادی گردآوری اطلاعات ، فراهم آوردن امکانات لازم از سوی حکومت برای بازرسی از نقاط مشکوک و همچنين ملاقات با قربانيان شکنجه و زندانيان سياسي در بند وآزاد شده در ايران و تضمين امنيت بعد از مصاحبه اين افراد و ديگر شاهدان می باشد. بدون تحقق چنين شرايطی تحقيقی شفاف، جامع و مبتنی بر واقعيت امکان ناپذير ميباشد
18 فوريه 2003 برابر با 29 بهمن 81
و و و و خيــــــــــــــــــــلـــــــــــــــي چيزاي ديگه
هو المحبوب
چند وقت پيش تو يكي از اتاق هاي گفتگوي ياهو بودم
يكي از دوستان اومد بالا و گفت درود بر پرچم 3 رنگ شير و خورشيد
سخن اين دوسته عزيز در جاي خود محترم است
به هر حال هر كسي حق داره نظراته خودشو درست مثل الان تو كشور ما كه آزادي بيان داد ميزنه مطرح كنه(يه اسمايل خنده بذارين جلوش)
ولي به نظر من مشكل ما علامت وسط پرچم كشور عزيزمون نيست
بلكه مشكل ما استفاده ي ابزاري از اين علامت هست
مشكل ما اينه كه اون چيزي كه ميگيم براي ديگران هست نه براي خودمون
و و و و خيــــــــــــــــــــلـــــــــــــــي چيزاي ديگه
درآخر هم مطلبي از استاد بزرگوار شريعتي بيان ميكنم و سخنم را به پايان مي رسانم:
خدايا به من كمك كن تا از دنيا بگيرم و در راه دين خرج كنم
و نه از دين بگيرم ودر راه دنيا خرج كنم
ــــــــــــــــــــــــ
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حامد
E-mail:Mr_hamed_2003@yahoo.com
آيا همش اميدي پوچ بود؟
دوم خرداد بود ، همه منتظر بودن
روزه بعد گفتن خاتمي پيروز شده
چشم اميد به اون داشتيم
تو كوچه خيابون مردم مي گفتن يكي اومده مي خواد آزادي بياره
هواي مردمو داره ، درد و دل مارو ميگه
همه خوشحال بودن و بسيار خوشحال
اما روز به روز كه مي گذشت سرماي هوا بيشتر احساس مي شد
مردم ميگفتن اوني كه مي گفت طرف داره مردمه و پشتيبان دانشجو هاست مي خواد آزادي بيان بياره
در مقابل خيلي از نا مردي ها مهر سكوت بر لبه خود زد
دانشجو ها رو زدند ، قتل هاي زنجيره اي به راه انداختن و .............
ولي اون هنوز هم خاموش بود
باز دلمون خوش بود ، خودمونو دلداري مي داديم ، ميگفتيم :
اون به خاطره مردم اومده ، حداقل يه روز ميگه خواستم ولي نخواستن
و به ما خواهد گفت كه آنها نخواستند
گفت مقام دوم كشور هست ولي .............
اكنون به خويش مي گويم به راستي چه شد ، آيا همش اميدي پوچ بود؟
حامد
E-mail:Mr_hamed_2003@yahoo.com
تذکر مهم و............
سلام
يكي ديگه از دوستان بسيار عزيزم مي خواد بنويسه
خواست كه من تو لاگم اونو بنويسم
خوب منم قبول كردم
و در اينجا ازش تشكر مي كنم
پس با اين وجود سه نفر معمولاً اينجا مي نويسن
آقا بنجامين
آقا حامد
و خودم (ممد 2)كوچيكه شما
