چرا نمياد؟

وای وای وای ... تيک تيکه ثانيه ها رو می شنوی ؟

تيک تيک تيک ... ... ... ... بــــــــــــــــــــــــــــوم

سال ۱۳۸۳ تحويل شد ... انا الله و انا  ای وای ببخشيد اشتباه شد اون مال پی ام يکی ديگه بود اشتباه اومد(آره اون شوهر خوبی فقط) يا مقلب القلوب والبصار ..يا مدبر اليل والنهار .............

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهريار بر قرار و بر دوام

سال خرم .فال نيکو . حال وافر . حال خوش

اصل ثابت. نسل باقی.تخت عالی .بخت رام

سال نو مبارک

يا حق ...کوچيکه همتون ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٢


شاهزاده ی قصه

تا حالا به عنوانهايی که برای پست هام می ذارم توجه کردين ؟ می دونين رو چه حسابی عنوان بندی ميشن؟

الان بهتون ميگم !!!

وقتی که وارد کنترل پنل بلاگ ميشم و می خوام بنويسم اولين چيزی که گوشم برسه رو برای عنوان قرار ميدم ... خدائيش خلاقيت رو ميبينيد تا چه حد ..بعد بازم بگيد مغز ندارم .. امون از دست تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو (اين تو رو ديگه خودم کشيدم پرشين بلاگ کاره ای نبوده )

پس فردا عيده ...هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ... آرزوهای خوب خوب برای همتون ميکنم ...هر چند آرزوهای ما هيچ کدوم عملی نميشه ...

آره بابا خبری نيست

شاد باشد ...فعلا...يا حق ...کوچيکه همتون ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٢


برای حفظ آبرو

آقا ما برای حفظ آبرو ميگيم مغز داريم ... شما نظرتون چيه؟

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢


يه حالی بهت بدم

امون از دست بعضی ها ديگه شورشو در آوردن از بس کم ظرفيت و بهتر بگم بی ظرفيتن . طاقت انتقاد کردن و نقد کردن رو ندارن ... اه اه

آره بابا رفتم يه جا کامنت گذاشتم ..کجا؟به تو چه !!! زياد مهم نيست فکر کن اومدم پيش تو ...بعد طرف ترش کرده کامنت منو دليت کرده و بعد اومده تهديدم کرده ..زرت بابا ...حالا کجاشو ديدی؟ يه حالی بهت بدم

بگذريم ...به خدا چه حالی دادن اين بچه ها ..کلی حاليدم وقتی صدای بوم بومشونو ميشنيدم ...شش هام حال اومد جان مصباح يزدی...خلاصه برو بچ دمتون جيز

راستی اين مرديکه هنوز ميل رو نفرستاده ..آخر سر دق می کنم ميميرم از دست اين

شبتون خوش عزيزان ...يا حق ..ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢


دوم دوم دوم

حتما به عنوان توجه کردين ...دوم دوم دوم ... اين دوم نيست ... دوم هست ..صدای انفجار اون چيزی که امروز تو دست جوونای ما هست.(ولی نمی دونم چرا تو دست من نيست)

اومممممممممممممممم ... آها منم حال کردم که طرف حال کرد ... چی؟ نه بابا با تو نيستم ... خودش ميدونه با کيم...

۴ شنبه سوری و هزار تا عشق و حال خوش به حال همتون ...جای منم از رو کوپه های آتيش بپرين .. ...وايييييييييييييی ...الان منتظر يه ميلم نميدونم چرا اين مرديکه سندش نميکنه ... اه ..امون از دست آدمای کند ..فعلا بسته شاد وقت کردم بازم نوشتم ..همينش فعلا خوبه تا ببنيم چی ميشه ..يا حق .. ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢


مغز مسدود

به جان خودم اينقده حرف دارم نميدونم از کجا شروع کنم ...ديگه بايد خودمو آماده کنم برای تحويل سال نو ...سال ۱۳۸۳ ... زرت بابا ۸۳ کجا بود ... بد بخت معلما ...کلی جيگرم کبابه اين شورای نگهبان شلغوزم که طرح رو رد کرد و نذاشت حقوق معلما رو از محل اعتبارات نفت بدن...بعد ميگن چرا سياست آموزشی ما اينتوريه ..آخه جون من اين وضعشه ...از همه ی اين ها که بگذريم الان خيلی خوشحالم تو دلم عروسيه ... نمی دونم کدوما با هم عقد کردن ... ولی خيلی تو دلم قجل ميره ...چرا؟ به تو چه فضول ...اونی که بايد بدونه خودش می دونه واسه چی!!! اها بابا عيدی ميدم ..چرا شلوغ ميکنی ...بابا بزرگيم ديگه از لا قرآن يه عيدی در ميارم به تو ميدم آره به تو ..مال خودت ...مال خود خودت... سال بعد اگه زنده مونم بهم نشون بده دوبله بهت بدم ... باشه بابا چرا ترش ميکنی همه جوره مخلصيم ... به جان خودم ديگه نمی تونم ادامه بدم ..آخه تو پی ام وقت يکی از بهترين ............ گرفتم و بايد بره بخوابه ..وگرنه بهتر می نوشتم ..اينو فعلا داشته باشين تا بعد ...بيشتر بنويسم رودل ميکنی امشب...آها يه چيز هم در آخر بگم من در تشکراتی که داشتم در آخرين پستم در تاريخ ۳۱ شهريور می کردم اسم ياسمن به کار بردم که خنم ياسمن ميبدی هستن ايشون که اسم ايشون به صورت ياســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمن نوشته شده بود که از تمامی اشخاصی که سوء تفاهم براشون پيش اومد عذر خواهی می کنم متاسفانه مشکل از پرشين بلاگ بوده که حرف رو کشيده(حال کردی طرف) ...يا حق ..کوچيکه همتون ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢


ســـــــــــــــــــــــــلام ...ما اومديم...وايسا ببينم...چقدر شد ..وايييييييييی خيلی شده جون خودم از کی؟آها يادم اومد مگه ميشه يادم بره ..هر روزش برام يه عمر بود ...ولی خب اومدم ديگه ...چی ميشه کرد ..ميگن هر اومدنی رفتنی داره ...ولی ظاهرا هر اومدنی رفتنی توام با اومدن داره ..خلاصه اومديم ديگه ... بابا چه خبر شد تو اين مدتی که نبوديم ..وبلاگستان يه جور ديگه شده ...چقدر بچه بلاگی اومدن تو ميدون ... وای چه حالی داره نوشتن ...يه حــــــــــــــــــالی داره ...دلت بسوزه تو که نميدونی ...فعلا بسته...کلی حرف دارم ...ولی هول شدم جون ممد ... نمی دونم چی بايد بگم ...فعلا ...کوچيکه همتون ممد۲

  
نویسنده : ممد2 ; ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٢